بمناسبت هفته جهانی محکومیت توهین به مقدسات ادیان توحیدی
امام هادی علیه السلام فرموده اند:
أَلهَزلُ فُکاهَةُ السُّفَهاءِ وَ صَناعَةُ الجُهّالِ
مسخره کردن دیگران، تفریح سفیهان و کار جاهلان است.
(بحارالانوار، ج75، ص 369)
امام هادی علیه السلام فرموده اند:
أَلهَزلُ فُکاهَةُ السُّفَهاءِ وَ صَناعَةُ الجُهّالِ
مسخره کردن دیگران، تفریح سفیهان و کار جاهلان است.
(بحارالانوار، ج75، ص 369)
مکالمه بی سیم سرداران شهید خرازی و احمد کاظمی با سردار رشید در لحظه آزادی خرمشهر
حسین حسین رشید: حسین جان، ببین، بیبین، شما الان داخل خود شهرید؟
رشید رشید حسین: چی؟ کی؟ پیام شما مفهوم نیست رشید جان دوباره بگید.
حسین جان، شما رو میگم، خودتون، کجایید الان؟ داخل شهرید؟
رشید رشید حسین: ببین رشید جان ما داریم میریم جلو شما با احمد کاظمی هماهنگ کنید. مفهومه؟ ما تو شهر نیستیم، مفهومه؟
احمد احمد رشید: احمد ببین الان حسین منتظر هماهنگی شماست تا کارشون رو شروع کنندو عملیاتو با هماهنگی اجرا کنید. شما کجایید الان؟
رشید رشید احمد: آقا جان، ما داخل خود شهریم و اینا که تو شهرن اومدن پناهنده شدن، مفهوم شد؟!!
احمد احمد رشید: احمد جان قطع و وصل میشه! دوباره بگو. چی گفتی؟
رشید رشید احمد: رشید با اون یکی دستگاه صحبت کن. مفهوم شد؟
باشه احمد همین الان ... همین الان.
رشید
رشید احمد: آقا ما تو شهریم. بهش بگو. به محسن بگو ما تو شهریم. ما تو
شهریم و پنج، شش هزار نفرم اومدن پناهنده شدن. ما تو شهریم ما داریم اونا
رو تخلیه میکنیم. ما تو شهریم و تمام نیروهامون تو خود شهرن!
...
رشید رشید احمد: رشید جان. میگم من تو شهرم و همه نیروها تو شهر اومدن اسیر و پناهنده شدن. مفهوم شد؟
احمد
جان! بله، بله، من فهمیدم چی گفتید. میگید من تو شهرم و کلیه نیروها
پناهنده شدن! ببین برادر احمد مراعاتم کنید چوبی، چیزی نخوریدا!
رشید رشید: بابا نترس، نترس. الان بیش از شش هزار نفر به ما پناهنده شدن. بیش از شش هزار نفر. مفهوم شد رشید جان؟
احمد جان: چقد؟ نفهمیدم. دوباره بگو چند هزار نفر؟
رشید: بابا گفتم بیش از شش هزار نفر. شش هزار نفر. مفهوم شد؟ و دارن هی زیاد میشن. مفهوم شد؟
احمد احمد رشید: بیش از شش هزار نفر؟ بله؟ خدا اجرت بده. مفهوم شد. بله، فهمیدم.
رشید
رشید احمد: رشید جان. بله، بله. تو شهر خرمشهر تا چند لحظه پیش تظاهرات
بود. تظاهرات بود و کلیه اسرا «یاحسین» میگفتند و «اللهاکبر» و تسلیم
میشدن. خب مفهوم شد؟
... احمد احمد رشید: بله، بله. مام اینجا فهمیدیم تشکر آقا. الله اکبر، الله اکبر، الله اکبر. همه چیو فهمیدیم.
رشید رشید احمد: رشید جان خداوند خرمشهرو آزادش کرد. آزادش کرد ... .
احمد پیام تو کاملا دریافت شد. به امید پیروزی واقعی بر استکبار جهانی.

امام باقر(ع)فرمودند: هر کس به آنچه خدا روزیش کرده قانع باشد، از بینیازترین مردم است. اصول کافی، ج۲، ص۱۳۹، حدیث۹



بسم رب النور
بسم رب العشق
بسم رب الهادی المهدی
آن که شعر و هرچه موسیقی ست
نذر درگاهش
آن که پاکان هنر در پای او سجاده افکندند
بسم رب العشق
آن که حافظ ها و سعدی ها
عشق او و آل او را بر زبان دارند
بسم رب الهادی المهدی
صاحب عصری که عالم وامدار اوست
گرچه دجالان بدآهنگ
گرچه شیطان های بد ترکیب
داردار و واق واق خویش را آواز می گویند
این نه موسیقی ست
این نه شعر و نه ترانه
این همه فحش است
این فضیحت نامه ی صهیون و آمریکاست
بچه های نطفه هایی از لجن روییده در مرداب
کارگردان
استخوانی پرت خواهد کرد
پیش دم جنبانی چلپاسه ای بدبو
آن دو حرف اول در انزلی افتاده
آن خنزیز
آن دَل هرجایی یابو
مزد وق وق کردن سگهای بی اصل و نسب این است
مزد سگدوخوانی این از شغالان بدصداتر
مزد این چندین دهان بی چاک
استخوانی
مزد این مزدورهای مست عیاشش
فکر چندین جایزه از دست خام چند خاخام اند
جایزه در راستای فکرهایی از جنابت تا جنایت پُر
جایزه در راستای گنده گویی ها و چیزی از همین هایی که می دانید و می دانند
پولهای هرزه سهم حنجر بدبوی فحاشش
مرتدند اینان نه یک تن شان
مرتد اول همین بالاترین با بچه های تخس بی مادر
با همان اصحاب یک پاشان به اسرائیل
با همان مسئول کلاشش
مرتد دوم
کارگردان چنین آهنگ بد آهنگ
مرتد سوم همین خفاش عیاشش ...
مانده آن سو مادری چشم انتظار راه
انزلی شرمنده ی شاهین..
نه ، خفاشش!

امروز كتابخواني و علمآموزي نه تنها يك وظيفهي ملي، كه يك واجب ديني است. از همه بيشتر، جوانان و نوجوانان بايد احساس وظيفه كنند؛ اگرچه آنگاه كه انس با كتاب رواج يابد، كتابخواني نه يك تكليف، كه يك كار شيرين و يك نياز تعللناپذير و يك وسيله براي آراستن شخصيت خويشتن تلقي خواهد شد؛ و نه تنها جوانان، كه همة نسلها و قشرها به دلخواه و شوق، بدان رو خواهند آورد.
پيام مقام معظم رهبري به مناسبت هفته كتاب 4/ 10/ 1372
من عرض كنم، ما در كشورمان، در جامعه خودمان از واقعیتي كه در این زمینه وجود دارد، راضي نیستیم. بله، درست است؛ امروز حجم كتاب هایي كه تولید می شود، با گذشته خیلي تفاوت كرده است. گاهي چند برابر، كتاب منتشر می شود یا تیراژ كتاب ها بالا می رود لیكن این كافي نیست. اینها براي كشور ما خیلي كم است. باید جوري بشود كه در سبد كالاي مصرفي خانوادهها، كتاب یك سهم قابل قبولي پیدا كند و كتاب را بخرند براي خواندن، نه براي تزیین اتاق كتابخانه و نشان دادن به این و آن.
از بیانات رهبر انقلاب در دیدار مسوولان كتابخانهها و كتابداران (بیست و نهم تیر 1390)

كدام واژه می تواند مرا
به وصف تو برساند . كدام جمله توان از تو گفتن را در خود می بیند.برای از تو گفتن
شاید سكوت بهترین گفتار باشد.
تو را از آن روز كه بند بند وجودم به هستی تو بند بود ، از
ان روزی كه طپش قلبت تنها صدای آرام بخش دوران تنهایی من بود. ازآن هنگام كه كار
هر صبح و شام من شمردن نفس های پر مهرت بود ، می شناسم.

منم اینك خلیج فارس،
كهن سالم،
كهن چون خطه ی جاوید ایرانم
كه غیر پارس، نامی را سزای خود نمی دانم ...
دمی بر ساحلم بنشین،
دمی بر چهره ام بنگر
این منم،
یكتا خلیج فارس،
هزاران ساله مانای تاریخم

ولی امر مسلمین جهان حضرت آیت الله العظمی امام خامنه ای (حفظه الله):
همان طور كه در روايت شريف هست: «العلم يهتف بالعمل فان اجاب و الّا ارتحل».
علم، عمل را به دنبال خود فرا ميخواند، دعوت ميكند. اگر عمل به دنبال علم آمد، آن وقت علم ميماند، باقى ميماند -يا شايد بشود گفت توسعه پيدا ميكند، رشد پيدا ميكند-؛ اگر عمل به دنبال علم نيامد، علم هم باقى نميماند. «و الّا ارتحل»؛ عمل كه نبود، علم هم ميرود. اهميت عمل را اينجا ميشود فهميد؛ اهميت كار را اينجا ميشود فهميد. كار بدون علم، كماثر است؛ علم بدون كار، بىاثر است. اهميت كار اين است.
وَ قَالَ (
عليه السلام ) : الْعِلْمُ مَقْرُونٌ بِالْعَمَلِ فَمَنْ عَلِمَ عَمِلَ وَ
الْعِلْمُ يَهْتِفُ بِالْعَمَلِ فَإِنْ أَجَابَهُ وَ إِلَّا ارْتَحَلَ
عَنْهُ .
و آن
حضرت فرمود: علم را با عمل بستگى است، هر كه دانست عمل كرد. و علم عمل را
صدا مىكند، اگر اجابت كند مىماند، و گر نه از آن كوچ مىكند. (بحارالانوار، ج 65، ص 363)



اینکه گفتی غریب یعنی چه ؟
از وطن بی نصیب یعنی چه ؟
دل ما خانه امام رضا است
یا امام غریب..... یعنی چه ؟
تا ابد ما کبوتر حرمیم
قمری و عندلیب یعنی چه ؟
دیدم عیسی دخیل می بندد
عیسوی! آن صلیب یعنی چه؟
تا رضا هست ای خدا اصلا
ذکر امن یجیب یعنی چه ؟
کربلا هم به جای خود اما
بی رضا بوی سیب یعنی چه؟

مرحوم مطهري در مراجعت از اين ملاقاتها بسيار مشعوف بودند، و ميفرمودند: در يكبار كه خدمتشان بودم از من پرسيدند: نماز را چگونه ميخواني؟ عرض كردم: كاملا توجه به معانيِ كلمات و جملات آن دارم!
فرمودند: پس كِي نماز ميخواني؟! در نماز توجهات به خدا باشد و بس! توجه به معاني مكن!
انصافا اين جمله ايشان حاوي أسرار و دقائقي است، و حقّ مطلب همينطور است كه افاده فرمودهاند.
چرا كه در نماز اگر انسان متوجه معاني نماز شود كه مثلا إيّاكَ نَعبُدُ وَ إيّاكَ نَستَعينُ به معني آنست كه: من فقط ترا عبادت ميكنم و از تو سعادت ميطلبم، ذهن و فكر نمازگزار بدين حقيقت متوجه بوده و از توجه كامل به خدا غافل است؛ در حاليكه بايد توجه صددرصد به سوي خدا باشد و مخاطب فقط خدا باشد، و در اينصورت ديگر توجه به معني نيست مگر به نحو آلي و مرآتي، همچنانكه در نماز نبايد انسان توجه به الفاظ و عبارات آن داشته باشد مگر توجه آلي و مرآتي. زيرا اگر توجه به الفاظ نماز از صحت ادا كردن و تجويد آن أداءِ از محارج آن شود، ديگر آن نماز،نماز نيست؛ نه توجه به خداست و نه توجه به معني.
ولي اگر توجه به خدا شود و انسان در خطاب و مكالمهاش با خدا لحظهاي فرود نيايد، نه فكر الفاظ خود بخود به نحو آلي و مِرآتي يعني با نظر غير استقلالي آمده و به دنبال، جميع معاني نيز به طريق آلي و مِرآتي نه با نظر استقلالي آمده و همه به نحو صحيح و مطلوب أدا شده است بدون آنكه در توجه تامّ به خداوند و حضور قلب خللي وارد آيد.
* منبع: روح مجرّد/ علامه سيد محمد حسين حسيني طهراني ص 161-162

دیروز جنگ با خون بود....
امروز جنگ با رای است....
و تو که از قافله خون جدا مانده ای...خودت را برسان....

زدواج براي دختر و پسر امري است غريزي و فطري. هر زمان اين غريزه و فطرت و رشد سني و عقلي و اجتماعي بيدار شود و دختر و پسر نياز به ازدواج در درونشان بيدار شود؛ اين زمان زمان ازدواج آن شخص مي باشد. اين نياز به ازدواج اكثراً بعد از سنّ بلوغ شرعي دختر و پسر مي باشد. امّا زمان ظهور اين نياز در افراد متفاوت مي باشد. اگر جواني به «بلوغ جسمي» و «بلوغ عقلي» رسيده باشد آمادة ازدواج مي باشد. در افراد مؤمن و باهوش اين بلوغ جسمي و عقلي زودتر حاصل مي شود. پس سنّ ازدواج چيزي است نسبي كه در افراد مختلف، جوامع مختلف متفاوت مي باشد. ما در اينجا شرايطي را كه يك شخص را به سنّ ازدواج مي رساند مطرح مي كنيم؛ كه اين شرايط بايد در هر دختر و پسري باشد تا يك ازدواج موفّق داشته باشد. همچنين بايد گفت كه تعيين كردن سنّ براي ازدواج و يك نسخه پيچيدن براي همة افراد امري است اشتباه چون هر كسي در سنّي خاص اين شرايط را دارا مي باشد.

آرایشگر به اجبار محاسن مقام معظم رهبری را کوتاه کرد...
از آن خرابکارهای حرفهای بود. میگفتند خیلی خطرناک است. ما هم به محض
اینکه به زندان آوردیمش قرار گذاشتیم ریشهایش را بتراشیم. قیافهاش دیدنی
شده بود. صورتش را که شست، خیلی عادی، انگار هیچ اتفاقی نیافتاده، به سمت
سلولش رفت. سرفهای کردم و گفتم: ریشات کو آشیخ؟» و بعد خودم با حالتی
تمسخرآمیز گفتم: ای بابا یادم رفته بود که ما تراشیدیم.» سرش را به طرف من
چرخاند و گفت: بد هم نشد، خیلی وقت بود چانهام را ندیده بودم!» خنده روی
صورتم یخ زد.

قدمهای کوتاه آقا جمع اطرافشان را به همراه می آورد. صدای مادر شهیدان هنوز شنیده میشود. از آقا چفیه ایشان را مطالبه میکند و میگوید " آقا خواهش کوچکی داشتم". آقا فرمودند:" بفرمائید". "لطفا چفیه تان را بدهید تا جانمازم باشد" آقا قبول میکنند. همراهان چفیه را از دوش مبارک آقا بر میدارند و به مادر شهید تقدیم میکنند. اما مادر شهید که فرصت را غنیمت دانسته است چفیه را به محاسن نورانی آقا میکشد و بیش از پیش تبرّک میکند ، اشک امان از چشمان فرسوده اش بریده است.


«در یكی از سفرهای زیارتی كه آخوند با اصحابشان پیاده به كربلا مشرف میشدند، در راه، راهزنان بیابانی اموال ایشان را غارت كرده و هر چه دارند، میربایند. سپس كه عارف همدانی را میشناسند، به حضورشان آمده و هر چه ربوده بودند، تقدیم كرده و معذرت میخواهند.
آخوند ملا حسینقلی فقط كتابهای وقفی را كه ربوده بودند، پس میگیرد و بقیة كتب و اموال را نمیگیرد و میفرماید: «به مجرّد سرقت، من ایشان را حلال كردم؛ چو راضی نشدم به واسطة من خداوند كسی را در آتش دوزخ بسوزاند و نمیخواهم به خاطر من لقمة حرام از گلوی كسی پائین برود و موعظه در او بیاثر باشد.»

آیت الله مصباح یزدی :
باید منتظر فتنههای جدید باشیم؛ فتنههایی که طلیعه آن در چند سال گذشته
ظاهر شد؛ جریانی که با تظاهر به اسلام و تشیع و تمسک به نام مبارک امام
زمان ـصلواتاللهعلیهـ در باطن تیشه به ریشه اسلام میزند؛ بعضی از
مسئولان هم متوجه نیستند که بالقوه چه خطری در پیش است که شاید از همه
خطرهای گذشته سختتر و سنگینتر باشد. هر چند الحمدلله این جریان بالفعل
آبرویی ندارند؛ اما اگر خدای نکرده از آنها غفلت شود و بتوانند فرصتی برای
ترویج افکار خود پیدا کنند خطرشان از همه خطرهای گذشته بیشتر است.

شگردهای شیاطین جامعه امروز ما شبیه عصر امام حسین(ع) است. اگر ما در قبال دین و احکام آن بیاعتنا باشیم، آینده ما، فرجام مردم کوفه خواهد بود.آنچه موجب حادثه کربلا شد، سستشدن مبانی فکری و اعتقادی مسلمانان آن عصر و زمانه بود. راه صحیح، همان راهی است که امام حسین(ع) پیش روی ما گذاشت. تقویت روح غیرت و حساسیت دینی، مبارزه با تساهل و تسامح بهعنوان مقدمه فرهنگ بیدینی، مبارزه با فردگرایی و تکروی، و تشکیل هیأتهای مذهبی برای مقابله با دشمنانی که کیان، نظام و دین ما را هدف گرفتهاند، لازم است.



ارادهی خود را تقویت کنید، با قرآن و عبادت و دعا و کتاب انس داشته باشید، ورزش روحی و جسمی را هم فراموش نکنید و این را به همهی جوانهای خوب و مؤمن بگویید.

خواستگاری چتی ؟!
اگر ما به عقب برگردیم، می بینیم که زمانی در بین عده ای از جوانان، ازدواج
تلفنی و خیابانی باب شده بود، اما امروزه با پیشرفت تکنولوژی و فناوری،
چنین دوستی ها و ازدواج هایی، به آن ها اضافه شده است. به شکلی که بسیاری
از دختران و پسران، ساعت ها پشت کامپیوتر می نشینند و در اینترنت به چت
کردن می پردازند. مدت ها به همین طریق می گذرد تا دیری نمی پاید که این
ارتباط و دوستی به ازدواج ختم می شود.


هیچ وقت لباس خارجی به تن نمیکرد؛ از خیاطش میخواست با پارچه های تولید
داخل برایش لباس بدوزد؛ آن روزها دکمه در ایران تولید نمیشد و مجبور بودند
از دکمه های تولید خارج استفاده کنند.خیاط آقا هم از دکمه استفاده کرده
بود.
بعد اینکه لباس را نزد آقا برد، آقا از دکمه هایش خوششان نیامد ؛ گفتند
دکمه ی خارجی است ؛ و به همین دلیل به خیاط یاد دادند که با قیطون دکمه
درست کند و به لباس بدوزد.
گنجینه ی شهاب اندر شرح حال حضرت آیت الله مرعشی نجفی(قدس سره)

